چند روزيست كه انگار هوايي شده ام ...
چند روزيست كه انگار هوايي شده ام
طالب زلف پريشان سياهي شده ام
چند روزيست كه دائم دل من در تپش است
مست از جام مي ناز نگاهي شده ام
چند گاهيست كه شب حال خرابي دارم
در رسد خانه دل محو شهابي شده ام
گاهي از غصه خورم خون جگر ، گه شادم
من كه بيچاره كامي ز دهاني شده ام
از كفم رفته هوس ، اين هوس خامي نيست
نه كه دامن كش از آن يوسف چاهي شده ام
هر كه ديدست به يك بار فقط رويش را
او بداند ز چه رو مست خرابي شده ام
نكند ناگه از آن دور بيايد شاهين
كه چو مرغي به سر دانه خالي شده ام
گفته بودم كه چرا مرگ ز بالينم رفت
چون كه در مذهب او لايتناهي شده ام
دارم اميد كه عهدم نرود از يادش
كه شكيبا به پيامي و قراري شده ام
باشد آن روز كه آيد بسرايم اين شعر
مدعي خوب نگر تاج به شاهي شده ام
شعر از : روح الله
+ نوشته شده در پنجشنبه ۹ اسفند ۱۳۸۶ ساعت 18:5 توسط لاهوتیان
|