عشق زینب نیست بیماری بجر فوق جنون        هر که گوید یا حسین بر او سرایت می کند

ایام میلاد خانم حضرت زینب (سلام الله علیها) بر تمامی عاشقانش مبارک باد

اینم چند تا بگراند که جایی دیگه گیر نمیارید ... آخه کار خودمه !!!

برای در یافت عکسها در ابعاد واقعی در صفحه باز شده روی گزینه DOWNLOD کلیک کنید


                                             دانلود                                                     دانلود


 

              

    دانلود                                                           دانلود    


گرچه میدانم به نیش تعنه سنگم می زنید          باز می گویم خدا هم مبتلای زینب است

التماس دعا

 

 

شکسته قاب دلم در زمان پنجره ها...

شکسته قاب دلم در زمان پنجره ها

به پیچ کوچه ای از آسمان پنجره ها

 

غروب و اشک و من و یک دل پر از آتش

بیا و بشنو مرا از زبان پنجره ها

 

هوای ابری و یک جاده پر از گریه

نفس نفس زدن بی امان پنجره ها

 

هزار راه نرفته هزار کوچه سکوت

هزار آیینه تا کهکشان پنجره ها

 

به کوچ خسته شب تمام شد و گم شد

میان حجم غبار کاروان پنجره ها

 

تو خواب ماندی و این فقط منم که شدم

در این سکوت عجیب همزبان پنجره ها

 

همیشه منتظرم تا کمی شهیدانه

به کربلا بروم از جهان پنجره ها

 

در انتهای غروب من نماز خواهم خواند

به احترام خدا با اذان پنجره ها

 

شعر از : دکتر نظام الاسلامی

دویدم و دویدم ...

ببخشید دیر شد ...!!!

دویدم و دویدم جای دوری رسیدم

چشام یهو سیاه شد از اون چیزا که دیدم

 

دویدم و دویدم چه چیزا که ندیدم

از جاده ها گذشتم به جبهه ها رسیدم

 

چه قدر شلوغ پلوغ بود صدای ترکش و تیر

هرکی که بود کشته شد چه پولدار و چه فقیر

 

دویدم و دویدم به مرز خون رسیدم

آسمونش سیاه بود تا اونجا که می دیدم

 

کمی جلوتر رفتم پاهام به چیزی خوردش

انگاری یک قناری به زیر پاهام مردش

 

حالم یهو خراب شد سرم چرا گیج میره؟

دیدم که یک بسیجی داره جلوم میمیره

 

پام خورده بود به یک دست که قطع شده از بدن

صاحب اون جلوتر شده شهید میهن

 

از اون شهید گذشتم خیلی سریع دویدم

یک دفعه خوردم زمین دیگه نپرس چی دیدم

 

چی بگم از اون همه جنازه بی کفن

برای بعضی هاشون سری نبود رو بدن

 

بعضی ها پا نداشتن دست بعضی ها قطعه

از بعضی ها نمونده چیزی حتی یه قطعه

 

دیدم یهو میون اون همه نعش بی جون

یکی لباشو وا کرد داره میگه حسین جون

 

رفتم و دیدم یکی زیر چند تا جنازه

زخمی اما انگار از همه بی نیازه

 

چه لبخند قشنگی روی لبای خشکش

چشمش به آسمون بود یه انگشتر تو مشتش

 

دویدم و دویدم آخر خط رسیدم

یکدفعه خوردم زمین دیگه چیزی ندیدم

 

شعر از اوحدی(روح الله)

سالها بر لب من لاف مسلمانی بود ...

اینم یه کاغذ دیواری واسه ویندوز ( خودم طراحی کردم )اگه خوشتون اومد میتونید دانلودش کنید.

_(دانلود)_

+++++++++++++++++++++++++++++++++

سالها بر لب من لاف مسلمانی بود

سالها در دل من آتش شیطانی بود

 

سالها بود که من بنده شیطان بودم

سالها بود که من جاهل و نادان بودم

 

از بدی بدتر و از معصیتم روی سیاه

همه جا رفتم و تا حلقه زدم بر در شاه

 

شاه عالم چو در خانه رحمت بگوشود

از جمال رخ ماهش زده ام سر به سجود

 

چند سالی است که در سجده این بارگهم

از دم رحمت او کم شده بار گنهم

 

سر ز خاکش نکشم تا که به هستی باشم

شد اگر دست دهد خاک به راهش باشم

 

من کجاخاک کف پای حسینم به خدا

من اگر خاک سرایش بشوم ترس کجا؟

 

من اگر ذره ای از گرد حریمش باشم

روز محشر چو کبوتر به حریمش باشم

 

باز هم شرم ز محراب نگاهش دارم

باز هم سر به سر سجده عشقش دارم

 

من کجا بنده شوم عرش به پایش افتد

من کجا خاک که افلاک به پایش افتد

 

 شعر از : اوحدی