سالروز وفات عقیله العرب ، ام المصائب حضرت زینب کبری (سلام الله علیها ) بر عاشقان حضرتش تسلیت باد
وقتی که خدا دل علی را بسرشت
از خون دلش ذخیره می کرد بهشت
وقتی که خدا نقش دو چشمش را زد
از اشک دو چشمش ، قدحی برد بهشت
آنگاه که خالق دو عالم به جهان
طرح رخ ماه حیدری را بسرشت
از ماه رخش هلال ماهی برداشت
بستش به در سرای باقی بهشت
آنگاه خدا جواهری دیگر ساخت
آن را به بلندای علی زینت ساخت
برداشت نگاره ای ز دریای علی
گویی که جهان ز هیبتش خود را باخت
از اشک علی دو چشم شهلایی او
از ماه علی ستاره ای دیگر ساخت
افزود به خلقتش ، دلی شیر سرشت
از خون دل علی دلش را خون ساخت
وقتی که خدا دل زمان را سنجید
در دامن زهرا ، به علی زینت دید
نامش ز لب علی ، به زینب آمد
آغوش حسین را چو دادش ، خندید
خواهر ، به حسین گشت و ، سرور به همه
او بود که رگ های حسین را بوسید
او بود به کربلای خون حیدر وار
از جور دل زمان چه غم ها که چشید
افراشت علم به جای عباس به شام
بیرون بکشید ذوالفقاری ز نیام
منبر به خودش چو بید لرزان پیچید
آنگاه که زینب سخنش گفت به شام
بر پایه عرش آسمان لرزه فکند
وقتی که ز مرگ آسمان گفت پیام
زینب ز چه زینبی شد و زینب گشت ؟
شمشیر علی به دست او بود به شام
در ماتم او زمین و افلاک گریست
در ماتم او جز آسمان یاور نیست
در ماتم زینب سر خود می شکنید
زیرا به شما تاب غم زینب نیست
گریید به ماتمش تسلای دلش
در مدح و غمش خدای عالم بگریست
بر گفته من گواه من باش خدا
در آتش تو نشد هر آنکس که گریست
شعر از : روح الله