به خدا قسم که بی تو ، همه وجود هیچ است ....
به خدا قسم که بی تو ، همه وجود هیچ است
رخم ار به ضرب سیلی ، بکنم کبود هیچ است
چه کنم برای شرح ، غم و درد جان فگارت
به خودت قسم گر آتش ، بزنم وجود هیچ است
سر خود زنم به دیوار و به تیغ گر زنم رگ
نبود ملال که این جان ، اگرم نبود هیچ است
نه بهشت بهر ما هست و نه دوزخی و ناری
که بدون اذن مولا ، همه آنچه بود هیچ است
نسبم به عشق خورده ، دل خود به تو سپرده
و اگرم تمام جان را ، به تو می نمود هیچ است
همه سخن همین بود و به این شود همی ختم
که حسین گر نباشد همه وجود هیچ است
شعر از : روح الله
+ نوشته شده در چهارشنبه ۳ بهمن ۱۳۸۶ ساعت 9:54 توسط لاهوتیان
|