دلبرا مهر تو ما را به سر دار کند ...
دلبرا مهر تو ما را به سر دار کند
آخر این عشق مرا ، شهره بازار کند
عشق تو می کشدم سوی جنون ، دلبر من
خانه زندگی ام بر سرم آوار کند
ای همه هستی من ، رخ بنما دلدارم
ورنه این دوری تو حال مرا زار کند
بنگر عشق تو این گونه مرا پیرم کرد
کی میایی که نگاهت به دلم ، کار کند
نیمه شب های فراوان تو به ما سر نزدی
تا کی این غصه و غم را به دل انبار کند
هر کجا نام تو را دیده ام انگار که اشک
نه که از چشم ، که دل گریه سرشار کند
کاش امشب که بیاید ، که دلم تنگ شده
یک نگاهی به سوی این دل بیمار کند
شعر از : گمنام
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲ آبان ۱۳۸۶ ساعت 8:46 توسط لاهوتیان
|