ملاباسم كربلايي ( کل قطره ) به همراه ترجمه فارسی
متن عربی به همراه ترجمه فارسی
كل قطرة دم بشرياني تهتف باسمك يا حسين
هر قطره خون در رگ هایم فریاد میزند یا حسین
روحي شلون تظل بجسمي من أذكر جسمك يا حسين
روحم چطور در بدنم بماند وقتي یاد پیکرت میکنم یاحسین
جسمي مو أغلى من جسمك .. دمي مو أغلى من دمك
جسدم از پیکرت عزیز تر نیست – خونم از خونت گران تر نیست
يا هالعايش على رموشي حلم كل لحظة يتجسم
اي زنده ، بر روی مژه هایم خوابي هست که هر لحظه تجسم میکند
سحر شوقك يبو الأكبر يسايرني بخلايا الدم
سحر اشتیاق به تو اي پدر اکبر در مسیر گلبول هاي خونم حرکت میکند
جسد وأتمثله كوكب أصد لجروحك أتوهم
جسد و ستاره اي او را مجسم شد به فکر زخم هایت که می افتم در توهم میروم
أشوفن كل جرح منك ثغر للدنيا يتبسم
هر زخم تو را میبینم مانند دهان لبخند زده به دنیا باز است
عجيبة تنذبح ظامي يلن كل عين إلك زمزم
عجیب است تشنه سر بریده شوي توئي که برایت همه چشم ها زمزم است
والأعجب تنزف جروحك وأنت لكل جرح بلسم
وعجیب تر خون از تو جاري میشود در حالي که تو براي هر زخم مرحم هستي
دنيانا المشغوفة بحبك بيك تغنت يا حسين
دنیاي ما عاشق تو است با نامت ترانه میخواند یاحسین
مو بس العابس جنيته كلها انجنت يا حسين
نه فقط عابس را دیوانه کردي بلکه همه دیوانه شدن یاحسین
كلها تلهج غدت باسمك .. دمي مو أغلى دمك
همه با نام تو می غلتنند یا حسین – خونم از خونت گران تر نیست
جسمي مو أغلى من جسمك .. دمي مو أغلى من دمك
جسدم از پیکرت عزیز تر نیست – خونم از خونت گران تر نیست
كل قطرة دم بشرياني تهتف باسمك يا حسين
هر قطره خون در رگ هایم فریاد میزند یا حسین
روحي شلون تظل بجسمي من أذكر جسمك يا حسين
روحم چطور در بدنم بماند وقتي یاد پیکرت میکنم یاحسین
جسمي مو أغلى من جسمك .. دمي مو أغلى من دمك
جسدم از پیکرت عزیز تر نیست – خونم از خونت گران تر نیست
لون عابس وقف بالطف يصيح الشوق جنني
اگر عابس در کربلا ایستاد وفریاد زد اشتیاق مرا دیوانه کرد
ملايين أصبحت مثله لونّك عنها تسألني
ملیون ها مثل او شدن اگر تو از ان ها بپرسي
عشاقى وكل فرد منهم غدا بعابس يذكرني
عشاقي که هر فرد شون مرا به یاد عابس می اندازد
وكل من أنشده يجاوب يقول حسين هيمني
ولي از هرکدامشان سوال کنم جواب میدهد حسین مرا واله و دیوانه کرد
وأنا بعالم لهيب الطف سيوف الهم يباريني
و من در دنیاي شعله ي کربلا شمشیر غم مداراتم میکند
عجيبة يوذرن جسمك ولا مثلك يوذرني
وعجیب است بدنت را تکه تکه کنند و مثل تو تکه تکه ام نکنند
شبهت جروحك بعيوني والدم يجري يا حسين
همه زخمات در چشمانم مجسم شد و خونم جاري میشه یا حسین
والحافر ما هشم صدرك هشم صدري يا حسين
و آن اسب هایی که سینه ات را خورد انگار سینه ي مرا خورد کرد یا حسین
وآنا ريت أنصرع يمك .. دمي مو أغلى من دمك
و کاش من پیش تو کشته بشم یا حسین .. خونم از خونت گران تر نیست
جسمي مو أغلى من جسمك .. دمي مو أغلى من دمك
جسدم از پیکرت عزیز تر نیست – خونم از خونت گران تر نیست
كل قطرة دم بشرياني تهتف باسمك يا حسين
هر قطره خون در رگ هایم فریاد میزند یا حسین
روحي شلون تظل بجسمي من أذكر جسمك يا حسين
روحم چطور در بدنم بماند وقتي یاد پیکرت میکنم یاحسین
جسمي مو أغلى من جسمك .. دمي مو أغلى من دمك
جسدم از پیکرت عزیز تر نیست – خونم از خونت گران تر نیست
حليف الهم كلف يقدر ودليله بصبره يتورع
دست به یکي شدن اندوه ها توانست آزار دهد و دل با صبر راه تقوا بگیرد
على مصابك يبو اليمة وراعة قلبي ما تنفع
و براي مصیبت هاي تو اي پدر ائمه تقوا دلم فایده ندارد
تريد أصبر بعد شصبر وأشوفك دامي بالمصرع
میخواهي صبر کنم دیگه چرا صبر کنم و تو را خوني در قتله گه میبینم
اشتظن جفن المحب يغفى وحبيبه على الثرى مقطع
فکر میکني پلک عاشق بسته میشه و معشوقش بر خاک تکه تکه است
يبو الأكبر لون يذبل نخبره بحالك ويسمع
پدر اکبر اگر پژمرده شود به وضع تو مطلعش میکنیم و او میشنود
يفتت كل صخر غيظه ويجود عليك بالمدمع
ناراحتیش هر سنگ را میپاشد و با سخاوت اشک هايش را به تو میدهد
لو يسمع بمصابك يذبل جان تفطر يا حسين
دل اگر بشنود با مصیبتت بژمرده میشود ترک میخورد یا حسین
واشلون آنا العاشق وأصبر بيش أتصبر يا حسين
چطور من که عاشقم صبر کنم و با چه صبر کنم یا حسین
وآنا همي بكثر همك .. دمي مو أغلى من دمك
و من اندوهم اندازه ي اندوهت است .. و خونم از خونت گران تر نیست
جسمي مو أغلى من جسمك .. دمي مو أغلى من دمك
جسدم از پیکرت عزیز تر نیست – خونم از خونت گران تر نیست
كل قطرة دم بشرياني تهتف باسمك يا حسين
هر قطره خون در رگ هایم فریاد میزند یا حسین
روحي شلون تظل بجسمي من أذكر جسمك يا حسين
روحم چطور در بدنم بماند وقتي یاد پیکرت میکنم یاحسین
جسمي مو أغلى من جسمك .. دمي مو أغلى من دمك
جسدم از پیکرت عزیز تر نیست – خونم از خونت گران تر نیست
الحديد تلين لداوود عجيبة عليك يتصلب
آهن براي داوود نرم شد عجیب است بر روي تو سفت و محکم شد
ويصير سيوف ويقطع جسد فوق الثرى مخضب
وشمشیر هايي شد و پیکري خوني بر روي خاک ها تکه تکه کرد
الشمس لو مر عليها الغيم بثياب الخجل تتحجب
آفتاب اگر بر او ابري عبور کرد با لباس خجالت حجاب میپوشد
اشعجب ما غابت وجسمك تشوفه بكربلا مترب
و عجیب است پنهان نشود و پیکر خاکیت را بر رویه زمین کربلا میبیند
عجيبة الماي يظل يجري ولا عن خجل يتنضب
عجیب است که آب جاري بماند و از خجالت خشک نشود
ويشوفك ظامي وبكتره دليلك بالعطش يلهب
و میبیند که تو تشنه و در کنارش جگرت از تشنه گي شراره میزند
بهذا الماي اشلون أتهنى وقلبك ظامي يا حسين
با این آب چطور لذت ببرم و جگرت تشنه است یاحسین
اشلون تنام الليلة عيوني وجسمك دامي يا حسين
چطور امشب چشمانم بخوابد و پیکرت خوني است یا حسین
بروحي وبدمي أخدمك .. دمي مو أغلى من دمك
با روح وبدنم خدمتت میکنم .. خونم از خونت گران تر نیست
جسمي مو أغلى من جسمك .. دمي مو أغلى من دمك
جسدم از پیکرت عزیز تر نیست – خونم از خونت گران تر نیست
كل قطرة دم بشرياني تهتف باسمك يا حسين
هر قطره خون در رگ هایم فریاد میزند یا حسین
روحي شلون تظل بجسمي من أذكر جسمك يا حسين
روحم چطور در بدنم بماند وقتي یاد پیکرت میکنم یاحسین
جسمي مو أغلى من جسمك .. دمي مو أغلى من دمك
جسدم از پیکرت عزیز تر نیست – خونم از خونت گران تر نیست
لون خيم علي ليلي بسواد العاشر أتذكر
اگر شبم بر من خیمه زد به یاد سیاهي روز دهم می افتم
صور عن ليلة العاشر أعيش وياها وأتحسر
با عکس هایی از شب دهم زندگي میکنم و حسرت میکشم
أعانق لجمة جروحي بفضاوة قلبي وأتصبر
همه زخم هاي دردم را در آغوش دلم میگیرم و خودم را صبر میدهم
ولا صحوة سما بعيني تريضني يبو الأكبر
و هواي خوب آسماني در چشمم منو راضي نمیکند اي پدر اکبر
سوادة ليلي ترسم لي وداعك ويه هالخدر
سیاهي شبم برايم وداعت را با خانواده رسم کرد
وأشد على الحزن حيلي لون خيط أسفر
و سخت تر بر حزن اگر توانم یک نخ ماند
كل مصباح أتذكر يومك يوم العاشر يا حسين
در هر صبح به یاد روزت روز دهم می افتم یا حسین
بس موجات المدمع ترحم قلب الشاجر يا حسين
فقط موج هاي اشک قلب بر حزین را ترحم میکند یا حسین
دمعي دم يجري ويكلمك .. دمي مو أغلى من دمك
اشکم خون جاري میشه وبا تو صحبت میکند .. خونم از خونت گران تر نیست
جسمي مو أغلى من جسمك .. دمي مو أغلى من دمك
جسدم از پیکرت عزیز تر نیست – خونم از خونت گران تر نیست
كل قطرة دم بشرياني تهتف باسمك يا حسين
هر قطره خون در رگ هایم فریاد میزند یا حسین
روحي شلون تظل بجسمي من أذكر جسمك يا حسين
روحم چطور در بدنم بماند وقتي یاد پیکرت میکنم یاحسین
جسمي مو أغلى من جسمك .. دمي مو أغلى من دمك
جسدم از پیکرت عزیز تر نیست – خونم از خونت گران تر نیست
صرت كل ما أصد للنار أذكر جمرة خيامك
هر وقت نزدیک آتشي میشوم به یاد خیمه هاي تو مي افتم
لون أسمع طفل يبجي أنوحن وأذكر أيتامك
اگر بشنوم صداي کودکي گریه کند ناله میزنم و یتیمانت را به یاد مي آورم
إذا مني عضو تألم أهيم بسجة آلامك
اگرعضوي از من درد کشید به یاد درد دردهایت سرگردان میشوم
إذا يومي يخالفني أون لمخالف أيامك
اگر روزم با من مخالفت کند ناله میزنم بر روزهاي مخالف با تو
أنا وكل أهلي وأصحابي نذر لتراب أجدامك
منو کل خانواده ام و دوستانم نذر خاک پایت هستیم
يا غالي وأغلى من عمري رخيصة عيوني جدامك
اْْي گران بها و گران تر از عمرم چشمانم ارزان است پیش تو
روحي وجسمي وكل ما أملك باسمك صاحن يا حسين
روح و جسدم و هرچه دارم به نامت فریاد زدند یا حسین
كل ذرات العالم مثلي لجلك ناحن يا حسين
همه ذره هاي عالم مثل من براي تو ناله زدند یاحسین
دمي لو تطلب أسلك .. دمي مو أغلى من دمك
خونم را میخواهي بگیر .. خونم از خونت گران تر نیست
جسمي مو أغلى من جسمك .. دمي مو أغلى من دمك
جسدم از پیکرت عزیز تر نیست – خونم از خونت گران تر نیست
كل قطرة دم بشرياني تهتف باسمك يا حسين
هر قطره خون در رگ هایم فریاد میزند یا حسین
روحي شلون تظل بجسمي من أذكر جسمك يا حسين
روحم چطور در بدنم بماند وقتي یاد پیکرت میکنم یاحسین
جسمي مو أغلى من جسمك .. دمي مو أغلى من دمك
جسدم از پیکرت عزیز تر نیست – خونم از خونت گران تر نیست
الشاعر: جابر الكاظمي
ترجمه : حسین عباسی
منبع : ذاکرین